در مورد اهدافتان با کسی صحبت نکنید!
سلام
در این پست میخوام به موضوعی اشاره کنم که چند وقت پیش در وبلاگ آقای مهرانی در پستی با عنوان “راجع به کارهایتان با کسی حرف نزنید!” هم به آن اشاره شد. این موضوع بعضی موقعها کلی من رو ناراحت می کنه، چرا که در بعضی مواقع پیش میاد که داریم در مورد کارمون با تلفن حرف میزنیم که اطرافیان هم(دوست یا همکار) حرفمون رو می شنوند و مجبور میشیم که برای اونا هم توضیح بدیم که جریان از چه قراره.
خیلی وقتها میشه که میخوام کاری رو انجام بدم، مثلاً یه پروژه رو برای یه شرکت آماده کنم، وقتی کار رو از اون شرکت میگیرم خب طبیعتاً خوشحال میشم و امکان داره با کسی از دوستان یا همکارهای اداره در موردش صحبت کنم. در کمال تعجب، در عین ناباوری ۹۹٫۹۹% امکان داره که اون کار دیگه انجام نشه! برام خیلی عجیبه که چه نیرویی در پشت این قضیه وجود داره، که این اتفاق می افته!؟ از اونجایی که بشدت آدمه کنجکاوی هستم بعضی مواقع کاری که تقریباً انجام شده رو هم سعی میکنم به بقیه اطرافیانم بگم ببینم بازم این اتفاق می افته یا خیر، که همین چند روز پیش دیگه واقعا بهم ثابت شد که این مسئله تلقین یا چیزی شبیه به اون نیست! اصلاً از طرف ما نیست! فقط اینقدر بگم که چند روز پیش اتفاقی افتاد که دقیقاً انگار یه آدمه فضایی اومده بهم گفته میثم جوون، چطوری !؟ (شکلکه دو تا چشم از حدقه زده بیرون و اینا…)
در کل این قضیه به شدت جدی هست و دلیل علمی و عملی هم داره، اینجانب، یعنی بندهی اهل زمین اخیراً با این موضوع کلی ضرر مالی کردم. به شما هم توصیه میکنم هدف و کارهاتون رو تا اونجایی که میتونید با کسی در میون نذارید.
در مورد دلیل علمی هم باید بگم وقتی شما هدفتون رو با کسی در میون بگذارید در واقع در ذهن ما اون کار انجام شده فرض میشه و دیگه دنبال اون کار نمیریم. به قوله قدیمیا شاید بشه به این قضیه حسودی بقیه و چشم شوره بقیه رو هم اضافه کرد، اما من فکر می کنم این احتمال قوی تر هست که بعد از گفتن هدفمون به بقیه، ما فکر می کنیم که اون کار رو انجام دادیم و در واقع هدفمون برای خودمون جذابیتش رو از دست میده. میگید نه !؟ پس امتحان کنید ! (لطفاً این کار را در منزل تمرین نکنید
)


